تبلیغات
شعر و ادبیات - نامه ی عاشقانه ی نادر ابراهیمی به همسرش1
ان جا که همه مثل هم فکر می کنند هیچ کس خیلی فکر نمی کند!

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

یکشنبه 30 بهمن 1390-01:30 ب.ظ



       همسفر!

      در این راه طولانی كه ما بی‌خبریم

       و چون باد می‌گذرد

       بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند

       خواهش می‌كنم! مخواه كه یكی شویم، مطلقا

       مخواه كه هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم

       و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد

       مخواه كه هر دو یك آواز را بپسندیم

       یك ساز را، یك كتاب را، یك طعم را، یك رنگ را

       و یك شیوه نگاه كردن را

       مخواه كه انتخابمان یكی باشد، سلیقه‌مان یكی و رویاهامان یكی.

       هم‌سفر بودن و هم‌هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.

       و شبیه شدن دال بر كمال نیست، بلكه دلیل توقف است

        

       عزیز من!

       دو نفر كه عاشق‌اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است، واجب نیست كه هر دو صدای كبك، درخت نارون، حجاب برفی قله علم كوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند.

       اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت كه یا عاشق زائد است یا معشوق و یكی كافی است.

       عشق، از خودخواهی‌ها و خودپرستی‌ها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست .

       من از عشق زمینی حرف می‌زنم كه ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود شدن یكی در دیگری.  

       عزیز من!

       اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یكی نیست، بگذار یكی نباشد .

       بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.

       بخواه كه در عین یكی بودن، یكی نباشیم.

       بخواه كه همدیگر را كامل كنیم نه ناپدید .

       بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز كه مورد اختلاف ماست، بحث كنیم ،اما نخواهیم كه بحث، ما را به نقطه مطلقا واحدی برساند.

       بحث، باید ما را به ادراك متقابل برساند نه فنای متقابل .

       اینجا سخن از رابطه عارف با خدای عارف در میان نیست .

       سخن از ذره ذره واقعیت‌ها و حقیقت‌های عینی و جاری زندگی است.

       بیا بحث كنیم.

       بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم.

       بیا كلنجار برویم .

       اما سرانجام نخواهیم كه غلبه كنیم.

       بیا حتی اختلاف‌های اساسی و اصولی زندگی‌مان را، در بسیاری زمینه‌ها، تا آنجا كه حس می‌كنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می‌بخشد نه پژمردگی و افسردگی و مرگ، حفظ كنیم.

       من و تو حق داریم در برابر هم قدعلم كنیم و حق داریم بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم.

       بی‌آن‌كه قصد تحقیر هم را داشته باشیم .

       عزیز من! بیا متفاوت باشیم.  

      برگرفته از کتاب چهل نامه ی کوتاه به همسرم




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 27 اسفند 1390 11:03 ق.ظ


اموت
پنجشنبه 18 اسفند 1390 03:27 ب.ظ
بیا دیگه هلیا خانم همه دل تنگن همه ها!
سمیر
پنجشنبه 18 اسفند 1390 03:26 ب.ظ
سلام هلی مونرو تو کجا این جا کجا مگه تو کلبه نبودی بچه ها دل تنگن مخصوصا من!
پاسخ heli monro : مرسی عزیزم دل به دل راه داره
samaneh
سه شنبه 16 اسفند 1390 07:15 ب.ظ
دوباره سلام عزیزم خیلی ازت خوشم اومده نمیدونم چرا؟ ؟؟ دوست دارم ببینمت
پاسخ heli monro : همچنین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.