تبلیغات
شعر و ادبیات - رهی معیری
ان جا که همه مثل هم فکر می کنند هیچ کس خیلی فکر نمی کند!

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

سه شنبه 16 اسفند 1390-04:52 ب.ظ



        

       در پیش بی دردان چرا فریاد بی حاصل کنم
گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم
 
در پرده سوزم همچو گل در سینه جوشم همچو مل
من شمع رسوا نیستم تا گریه در محفل کنم
 
اول کنم اندیشه ای تا برگزینم پیشه ای
آخر به یک پیمانه می اندیشه را باطل کنم
 
زان رو ستانم جام را آن مایه آرام را
تا خویشتن را لحظه ای از خویشتن غافل کنم
 
از گل شنیدم بوی او مستانه رفتم سوی او
تا چون غبار کوی او در کوی جان منزل کنم
 
روشنگری افلاکیم چون آفتاب از پاکیم
خاکی نیم تا خویش را سرگرم آب و گل کنم
 
غرق تمنای توام موجی ز دریای توام
من نخل سرکش نیستم تا خانه در ساحل کنم
 
دانم که آن سرو سهی از دل ندارد آگهی
چند از غم دل چون رهی فریاد بی حاصل کنم




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 16 اسفند 1390 05:07 ب.ظ


صبا
سه شنبه 16 اسفند 1390 07:11 ب.ظ
سلام دوسسسسسسستم مرسی لز شعر قشنگت !
ali
سه شنبه 16 اسفند 1390 07:10 ب.ظ
slm merc az mtalebeton
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.