تبلیغات
شعر و ادبیات - شعر (حمید مصدق)
ان جا که همه مثل هم فکر می کنند هیچ کس خیلی فکر نمی کند!

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

سه شنبه 16 اسفند 1390-04:56 ب.ظ




تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت.




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 16 اسفند 1390 05:07 ب.ظ


تبسم
پنجشنبه 18 اسفند 1390 08:09 ب.ظ
خیلی خوشگل بود خوشگله!
پاسخ heli monro : MERC
لاله
پنجشنبه 18 اسفند 1390 08:08 ب.ظ
سلام سلام هلیا جونم خیلی وبت عالی بود . بوس بوس.
پاسخ heli monro : GHOURBONET AZIZAM
f.f.m
سه شنبه 16 اسفند 1390 07:19 ب.ظ
سلام هلی خانم اگه صلاح میدونین یه سر به کلبه بزنین بچه ها دلتنگن مخصوصا .... گروه p.pm بیا دیگه کدورتو بذار کنار.
پاسخ heli monro : هنوز یاد نگرفته خودش خواهش کنه نه؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.