تبلیغات
شعر و ادبیات - ایرانــــی كیست ؟ چگــــونــه می توان ایرانــــی بود ؟
ان جا که همه مثل هم فکر می کنند هیچ کس خیلی فکر نمی کند!

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

جمعه 26 اسفند 1390-01:35 ب.ظ



من وقتی در باب گذشته‌ی ایران تأمل می‌كنم از این كه ایرانی‌ها دنیا را به نام دین یا به نام آزادی به آتش و خون نكشیده‌اند، از این كه مردم سرزمین‌های فتح شده را قتل عام نكرده‌اند و دشمنان خود را گروه گروه به اسارت نبرده‌اند، از این كه در روزگار قدیم یونانی‌های مطرود را پناه داده‌اند؛ ارامنه را در داخل خانه‌ی خویش پذیرفته‌اند؛ جهودان و پیغمبرانشان را از اسارت بابل نجات داده‌اند؛‌ ازین كه در قرن‌های گذشته جنگ صلیبی بر ضد دنیا راه نینداخته‌اند و محكمه‌ی تفتیش عقاید درست نكرده‌اند؛ ازین كه ماجرای سن بارتلمی نداشته‌اند و با گیوتین سرهای مخالفان را درو نكرده‌اند؛ ازین كه جنگ گلادیاتورها و بازی‌های خونین با گاو خشم‌آگین را وسیله‌ی تفریح نشمرده‌اند؛ ازین كه سرخ‌پوست‌ها را ریشه‌كن نكرده‌اند و بوئرها را به نابودی نكشانیده‌اند؛ ازین كه برای آزار مخالفان ماشین‌های شیطانی شكنجه اختراع نكرده‌اند و اگر هم بعضی عقوبت‌های هولناك در بین مجازات‌های عهد ساسانیان بوده است آن را همواره به چشم یك پدیده‌ی اهریمنی نگریسته‌‌اند و ازین كه روی هم رفته ایرانی‌ها به اندازه‌ی سایر اقوام كهنسال دنیا نقطه‌ی ضعف اخلاقی نشان نداده‌اند احساس آرامش و غرور می‌كنم. نوشته استاد دكتر عبد الحسین زرین كوب 


نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 26 اسفند 1390 01:41 ب.ظ


بادام سوخته
چهارشنبه 16 فروردین 1391 09:18 ب.ظ
wwwooowwww merc banoye vatan doost
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.